پلان نما

 

پلان نما

شهر سیستمی است پلان نما که از پلان نمایی به وجود می آید و نما پلان را هویت می بخشد

تبادل بنر با ما
ساعت ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩٠ 

برای تبادل بنر با ما این کد را در قالب سایت و یا وبلاگ خود قرار دهید و سپس با ما تماس بگیرید . 09128989801

 

کد  :

 

<p align="center"><IFRAME SRC="http://9kte.com/baner/baner1-5/index.html" width= 468 marginwidth=0 marginheight=0 hspace=0 vspace=0 frameborder=0 scrolling="no" height="60"></IFRAME>
</p>

 

 

بنر شما بیش از 5000 بار دیده خواهد شد !!

اطلاعات بیشتر در www.9kte.com




کلمات کلیدی: تبادل بنر ، معماری ، شهرسازی
 
هنر معماری گوتیک
ساعت ٢:٠٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸٧ 

همیشه در طول تاریخ معماری همگام با آرا و عقاید انسانها اعم از سیاسی، جنسی، اجتماعی بوده است و در رهگذر زمان بناهایی که به جامانده اند یادی هستند از غبار اندیشه هایی دور که بی شک دالانی است برای رسیدن به فرهنگ و هنر دیرینگان. در یک ابنیه تاریخی به جز خودنما و ساخت آن ،نقاشی ها و پیکره هایی که در آن قرار داشتند آن نما را کامل می کردند. به عنوان مثال در مسجد همه نشانه های هنری و تصویری در بنا مستحیل است و یک آرای مذهبی و جنسی، زن و مرد را در هنگام عبادت از هم جدا می کند. بنا بر این محراب درون خودنما و نقوش روی دیوار همه و همگی درون این مجموعه است.
در کلیسای مسیحی خلاف آن را می بینیم. ارگ کلیسایی بارزترین نمونه است. موسیقی که در جذب مردم برای آمدن به کلیسا می کند. پیکره ها و تمثال مسیح در واقع تلاش کلیسا برای ساختن فضای روحانی است گو اینکه مسجد به غیر از خطاطی ها و محراب هیچ چیز تزئینی دیگر ندارد. مسجد در اوج سادگی به هنر نابش می رسد و کلیسا در نهایت تزئینات.
یکی از گونه های بسیار معروف معماری در تاریخ هنر معماری دوره گوتیک است. هنر گوتیک زاده ایمان مسیحیت بود و اصلی ترین تجلی آن کلیساهای گوتیک بود. لغت گوتیک یعنی منسوب به قوم گوتها از اقوام شمالی اروپا. این شیوه هنری در نیمه دوم سده دوازدهم پاگرفت و تا نیمه قرن پانزدهم میلادی دوام یافت و در همه کشورهای اروپایی متداول شد، در آغاز منحصر بود به شیوه نوینی از معماری کلیسایی که از آمیخته شدن عناصر رومی وار با هلال تیزه دار اسلامی بود.
از حدود سال ۱۱۴۰ میلادی به بعد کلیساهایی در فرانسه شمالی برپاشد که از شیوه معماری رومی وار مجزا و متمایز بود. نخستین نمونه های معماری گوتیک- باید گفت که تنها حاوی جزئی از عناصر شیوه نوین بودند و نه تمامی آنچه که می بایست حدود نیم قرن بعد به مرحله تلفیق نهایی و تکوین کامل شیوه گوتیک برسد.
دیگر ضرورتی برای دیوارهای سنگی ثقیل وجود نداشت و معمار می توانست از پنجره های بزرگ استفاده کند. ایده آل معماران این بود که کلیساها را تقریبا به شیوه امروزی ما بسازند. بنابراین در صورتی که محاسبات درست انجام می شد می توانستند کلیسایی با سبک معماری یکسر جدید بنا کنند، یعنی عمارتی از سنگ و شیشه که در جهان کاملا بی پیشینه بود. این همان ایده پیشرو و نوآورانه کلیساهای جامع گوتیک بود که در نیمه دوم قرن دوازدهم در شمال فرانسه متبلور شد.
از اوایل قرن سیزدهم میلادی هنر گوتیک شامل انواع معماریهای شهری و نظامی و کاخهای اربابی و نقاشی دیواری و شیشه بند منقوش، و تزئینات داخل کلیسا و محوطه مذبح (محراب) و نقاشی قابی روی تخته به صورت مجردی دو یا سه لته برای پشت مذبح، و تذهیب و مصورسازی کتاب و جلدسازی و نقش برجسته کاری و پیکره سازی با مواد مختلف چون سنگ و فلز و عاج و چوب، و زرگری بسیار ظریف، و دیگر هنرهای فرعی شد.
مرحله اول در گوتیک متمایز شدن از هنر روح وار و خودسازی و تکامل شیوه گوتیک بود که به انگستان نفوذ یافت. دومی آن معماری گوتیک به اوج اعتلای خود رسید. کلیسای جامع رنس، بووه و بورژ از جمله آنها بودند.
مشخصه آنها بلندی و سبکی، باریکی جرز، نازکی دیوار، کشیدگی برجها و مناره ها و تکرار تأکید قائم های ساختمانی بودند. سطح دیوارها سراسر از شیشه بند منقوش پوشیده بود تا نور بیشتری به فضای گسترده شان وارد شود.
معمارگوتیک در اساس ساختمانی خود مبتنی است بر بنای چلیپا شکل دارای دو بازوی طولی و عرضی متقاطع و شبستانی مستطیل شکل پیوسته به دو دهلیز یا راهه جانبی با سقفی بلند. معماری گوتیک در مسیر گسترش خود در هر دیار و دوران با موازین و تمایلات و پاره ای عناصر معماری محلی آمیزش یافت و به ویژگیهای نوین درآمد. گوتیک شعاع سان به خصوص در جنوب فرانسه متداول شد. در اسپانیا گوتیک با معماری اسپانیایی اسلامی درآمیخت و حاصل آن معماری هایی چون کلیسای جامع اشبیلیه، که بر جایگاه مسجدی بنا شد و دیگر ساختمانهایی که با طاق مقرنس اسلامی در آندلس بود.
شیشه بند منقوش در معماری گوتیک اعتبار و رواج بیشتر یافت و تمایل هنری به گستردن سطح پنجره ها برای تامین تابناکی درون خانه، شیشه بندی منقوش و رنگین به رنگهای تند را در سده های دوازدهم و سیزدهم به اوج کمال رساند. به طوری که دیگر برای پنجره های کلیساهای سن دنی و سانس (فرانسه) و کنتربوری (انگلستان) از جهت غنای رنگی و نیرومندی خطوط تصویری مانندی به وجود نیامد.
پیکرتراشی گوتیک نیز مانند معماری در ناحیه ایل دوفرانس تکوین یافت و با گذشت اندک زمان از مرحله عادی تابعی تزئینی در خدمت معماری، به مقام بلند عاملی توصیفی ارتقا یافت که کارایی اش بازنمایی تمامی پیکره های قدیسان و احوال مریم و کودک و تصلیب مسیح و رویدادهای مهم مسیحیت بود. تنها در کلیسای جامع شارتر بیش از هشت هزار پیکره کوچک اندام به اسلوب نقش تمام برجسته اجرا شده است که از آن میان ردیف هیکل های خشک زده و در جامه پیچیده سدهای ورودی، نخستین مرحله تکامل پذیری آن هنر را عرضه میدارد. در مرحله بعدی نخست به سر و سپس به اندام این پیکره ها نیرو و جنبش حیاتی دمیده شد. پیکر تراشهای تمام برجسته سردرهای نوتردام و درگاههای بازوی عرضی چلیپا و سردرهای ورودی شارتر و سردرهای غربی کلیسای آمی پن همه مشخص به حالت وقار و آرامشی بزرگوارانه اند که نگرنده را به یاد هیکلهای ارباب انواع در پیکرتراشی دوره کلاسیک یونان می اندازد. بدینسان در پیکرتراشی گوتیک، مسیح از قالب و ماهیتی که شیوه های بیزانسی و رومی وار به وی بخشیده بودند به در می آید، و در مقام فرزند خدا بر روی زمین، با تمامی جلال ملکوتیش در هنر مغرب زمین جلوه گر می شود.
در طول قرن سیزدهم پیکرتراشان در جامه پردازی خاص شیوه گوتیک، که به خصوص با تاخوردگیهای قائم و متوازی خود حالت وقار و ایستایی و آرامش درونی پیکره ها را تاکید می کرد. و نیز در بازنمایی جذبه دینی قدیسان، و سیمای هیجان زده هر یک از ناظران، و مقام ربانی مسیح، به مهارت تام رسیدند. لیکن در آغاز سده چهاردهم این استادی و اعتلا رو به افول گذارد. و جای خود را تا حدودی به پیکرتراشی تدفینی سپرد که توجه و دلبستگی بسیاری از پیکرتراشان را به سوی خود جلب کرد. ساختن پیکره های تدفینی بر روی مقبره که بیشتر با مفرغ و شبه مرمر، و نیز با سنگ و چوب اجرا می شد تا آخر قرن پانزدهم متداول ماند و آثاری ممتاز به جا گذارد.
هنوز عظمت فضای گسترده داخل این کلیساها چنان شگفت انگیز و فراموش نشدنی است که آدمی با قد و قامت خود در آنها احساس کوچکی می کند. تصور اینکه این عمارات چه تاثیری به کسانی می گذاشته است که فقط با بناهای ثقیل و بی ظرافت سبک رومانسک مانوس بوده اند، به راستی دشوار است. کلیساهای قبلی با صلابت و مهابتی که داشته اند می توانسته اند یادآور آن کلیسای مبارزی باشند که پناهگاه مومنان در برابر هجوم بی امان تباهی و شر بوده اند. ولی کلیساهای جامع جدید، منظری از یک دنیای یکسر دگرگونه را در برابر چشم مومنان می گشودند.
این بناهای اعجازآمیز حتی اگر از دور نگریسته می شدند، به نظر می رسید که نمودگار شکوه و عظمت بهشت رویانی اند نمای کلیسای نتردام پاریس شاید کاملترین نمونه این بزرگی باشد. ورودیهای مسقف و پنجره ها دارای چنان هماهنگی سنجیده و دلپذیری اند، و توری کاریهای ایوان بالاخانه خوش ساخت و پرظرافتند.
پیکرهایی که در مجموعه تندیسهای ورودی مسقف کلیساهای جامع گوتیک گنجانده شده اند، با علامت خاصی مشخص گردیده اند تا مومنان بتوانند معنا و پیام آن را دریابند و به آن تامل کنند.
این تندیس ها صرفا نمادی مقدس نیستند که با وقار و متانت، نقش بیانگری یک حقیقت اخلاقی را داشته باشند. بلکه هریک از آنها دارای هویتی منحصر به خویش است به لحاظ دیدگاه و تیپ زیبایی شناختی، از شخصیت مجاور خود متفاوت و دارای شأن و حیثیت فردی خویش است.
تفاوت فراوانی بین هنرمند یونانی و گوتیک وجود دارد. یعنی بین هنر ساخت معابد و هنر ساخت کلیساهای جامع، وجود دارد. هنرمندان یونانی قرن پنج قبل از میلاد بیشتر به شبیه سازی یک اندام زیبا علاقه داشتند. اما در نزد هنرمند گوتیک همه این شیوه ها و شگردها فقط وسیله ای برای رسیدن به یک هدف است و آن هدف چیزی جز روایت یک داستان مقدس به نحو هرچه شورانگیزتر و باوراننده تر نیست. او داستان را نه از برای نفس داستان، بلکه برای پیام آن و به خاطر تسکین و تزکیه ای که مؤمنان می توانند از آن برگیرند، روایت می کند. بدون شک حالت نگاه مسیح به مریم مقدس درحال مرگ، برای هنرمند گوتیک از بازنمایی ماهرانه عضلات بدن او بسیار با اهمیت تر است.
آن گونه که ما با تاریخ به قضاوت می نشینیم، گوتیک هنری است که قبل از رنسانس به وجود می آید و هرچند که رنسانسی ها آن ها را هنرمندانی واپس گرا می دانستند. اما به واقع عظمت هنرمندانی که این کلیساها را می سازند بر ما پوشیده نیست. آنها کلیسا را از نسل قبلش که رمانسک بود و کلیسا به قلعه شباهت داشت، تبدیلش کردند به مکانی سبک و روبه بالا و انسانی. شیشه های منقوش هر کدامشان دنیایی را می آفرینند. گوتیک عظمت معماری مذهبی را به ما نشان می دهد و این نکته که باز خورد نگرش مذهبی می تواند در ابنیه خلاصه شود.
به دور از انصاف است که گوتیک ها را به واسطه قرارگرفتن در قرون وسطی پیشرو ندانیم به پیکره های نقاشی شده در این کلیساها بنگریم. نگرش درونگرای مذهبی به خوبی نمایان است و ترکیب و تلفیق آن با ویژگی های بومی هر منطقه که بر جذابیتش می افزاید.
جلا و بقای گوتیک ها در سه قرن پس از پیدایش آن حکایت از قوت نطفه این تفکر است.
کلیساهایی که با طاقهای قوسی مسقف هستند. شیشه هایی که دنیایی دیگر می آورند. پیکره هایی که حکایت از رنج مسیح دارند. نقاشی دیواری های کوچکی که به زیبایی در دل کلیسا جا گرفته اند. تلفیق سنگ و شیشه دو ماده متفاوت و یک روح مشترک. سنگ سفت و بی روح، شیشه ترد و شکننده و عجین کردن این دو با هم به راستی هنرمندگو ت به زیبایی و خلاقیت این دو را کنار هم نشانده است.

       
   

   



            هامون قابچی   


            روزنامه کیهان


کلمات کلیدی: معماری
 
نمونه‌هایی از معماری مدرن برای شهرهای آینده
ساعت ٢:٠٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸٧ 

انفرانسیسکو در ۱۰۰ سال آینده شبیه چه چیزی خواهد شد؟
معماران شهر سانفرانسیسکو برای پاسخ به این پرسش طرح‌های ذهنی از این شهر در سال ۲۱۰۸ ارائه کرده‌اند. براساس مسابقه‌ای که در این باره برگزار شد معماران طرح‌های مختلفی از این شهر ارائه کرده‌اند. این تصور چندان عجیب نیست که شهر سانفرانسیسکو در ۱۰۰ سال آینده چیزی شبیه جنگل وهم‌آلودی از ساختمان‌ها با معماری خیره‌کننده خواهد بود که واکنشی‌است به گرمایش زمین و آب‌شدن یخ‌ها.
شهر رؤیایی ایواموتو اسکات طراح سانفرانسیسکو در ۲۱۰۸ چیزی شبیه خانه‌های ویلایی نزدیک مناطق ییلاقی دارای آب معدنی‌های گرم است.
لوله‌های ساختمانی شکل بزرگ که حرارت موجود در آب‌های عمق زمین را به بیرون می‌دهند در کنار مه‌دود‌ها که در هوای این شهر وجود دارد، به شهر تصویری از منطقه‌ای مرطوب می‌دهد که در همه‌جای آن خزه و گیاه‌ هرز‌ه رشد خواهند کرد. طرحی که اسکات برای قرن آینده شهر سانفرانسیسکو پیش‌بینی کرده، شاید چندان تغییر در الگوهای معماری و شهرسازی نداشته و بیشتر واقع‌بینانه باشد.
تونل‌های زیرزمینی بزرگ گرمای موجود در عمق زمین را در مناطق مختلف گرد می‌آورند و در جای‌جای شهر دودکش‌های بزرگ آن‌را به آسمان منتقل می‌کند. در واقع این طرح تصویری روشن از آخرین بارقه‌های تمدن نفت سوز است. در کنار این موضوع شیوه‌ مقاوم‌سازی‌ ساختمان‌های شهر در قرن آینده است که به‌صورت ستون‌های پهن پیچ در پیچ و تنیده درآمده است. آنچه اسکات برای ۱۰۰ سال آینده سانفرانسیسکو طراحی کرده، اگرچه با الهام از بحران‌های جاری این شهر بزرگ است، اما نمی‌توان رؤیاها و تصورات شخصی او را نادیده گرفت.
● شقایق شهر دریایی



« لیلی پد» توسط یکی از طراحان بلژیک به نام وینسنت کالبوت طراحی شده‌است. لیلی‌پد شهرهای پهناوری هستند که بر دریاها شناورند و شیوه زندگی ما را تغییر خواهند داد. این طرح‌ها در برابر گرمایش زمین و تهاجم آب‌های آزاد به سواحل و حاشیه دریاها شیوه‌ نوینی از زندگی را به انسان‌ها ارائه خواهند کرد. چندان عجیب نیست اگر سیمای تمام شهرهای آینده به‌صورت جزایر تخیلی ظاهر ‌شود.
کالبوت در این باره می‌گوید که این طرح‌ها در واقع نوعی رقابت برای مهاجرت جمعی در محیط طبیعی جهان است. اما از سویی منتقدان این طرح می‌گویند که با وجود زیبایی فوق‌العاده این طرح، نمی‌توان انتظار داشت که این طرح در برابر بحران‌های احتمالی بتواند مقاومت مناسب داشته باشد. کالبوت این طرح را با الهام از شقایق دریایی طراحی کرده‌است.
● پناه گاه زیبا



جولیان دی اسمث، معمار دانمارکی طرحی را با الهام از پری دریایی شناور پی‌ریزی کرده‌است به نام«پناهگاه زیبا».سرمایه‌گذاری برای مطالعه و ساخت آن توسط تجار شرقی صورت خواهد گرفت تا این طرح به واقعیت بپیوندد. شباهت میان این طرح و لیلی‌پد نمی‌تواند بیانگر تاثیر ۲ طراح بر همدیگر باشد.
«ولنس ریزونت» یکی از طرح‌هایی است که توانسته‌است نظر بسیاری از علاقه‌مندان به طراحی شهرهای آینده را به‌خود جلب کند. هرچند میزان جایگیری جمعیت در آن اندک است و نمی‌توان به‌عنوان یک شهر به آن نگریست اما با اندکی توسعه این طرح به‌عنوان یک شهر مستقل می‌تواند عملکرد مناسبی داشته باشد.
● کشتی آزادی
کشتی آزادی، شهری است روی دریا که در حدود ۶۰ هزار نفر را در خود جای می‌دهد. ساخت این کشتی از سال ۲۰۰۲ آغاز شده است و تاکنون ۳ هزار نفر برای زندگی روی آن اعلام آمادگی کرده و قرارداد مربوط به آن را امضا کرده‌اند.



کشتی آزادی بیش از آنکه جایی باشد برای زندگی شهری و فضایی طبیعی برای زندگی شهروندان فراهم کند، در واقع نوعی مامن است برای بحران‌های احتمالی در آینده. این کشتی توسط نورمن نیکسون یکی از بزرگ‌ترین طراحان حال حاضر صنایع دریایی طراحی شده‌ است، اما چندی پیش به‌دلیل مشکلات مالی متوقف شده‌بود.
کشتی آزادی، طرحی است برای یک استراحت طولانی و به دور از فشارهای مختلف کاری و سختی‌های رایج. با جدی شدن گرمایش زمین و آب شدن یخ‌ها، اجرای این طرح دوباره آغاز شده‌است. در واقع این طرح، تلاشی است برای آزمودن تجربه زندگی انسان روی دریاها.
● خانه های شناور
در کنار رودخانه‌های هلند در حدود ۴۰ خانه شناور به‌صورت نمونه‌ای ساخته‌شده است. این خانه‌ها در کنار رودخانه قرار گرفته و از مصالح ساخته‌شده‌اند. خانه‌های شناور به گونه‌ای طراحی شده‌اند که درصورت بالا آمدن آب یا طغیان رودخانه یا بروز سیلاب‌های ناگهانی در آن شناور می‌شوند.



این طرح به‌منظور جلوگیری از غرق شدن خانه‌ها به اجرا درآمده‌است. خانه‌های ماسبومل در کنار رودخانه قرار گرفته‌اند و با بالا و پایین رفتن سطح آب در حرکت هستند. این طرح سریع‌ترین شیوه برای اجرا به هنگام طغیان رودخانه‌هاست.

       
   

   


            روزنامه همشهری


کلمات کلیدی: شهرسازی مدرن
 
تبریز نگینی در معماری مشرق زمین
ساعت ٢:٠٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸٧ 

● بازار سنتی تبریز
مجموعه بازارتبریز که قدمت آن به قرن چهارم هجری - قمری می‌رسد، به‌عنوان یکی‌از زیباترین و بزرگترین بازارهای به‌هم پیوسته و مسقف جهان، گواهی زنده بر اصالت تجارت و معماری در مشرق زمین است.
سبک معماری، آرایش مغازه‌ها، تیمچه‌ها، کاروانسراها، دالان‌ها، راسته‌ها، انواع مشاغل و وجود تعدادی مدرسه و مسجد که پیشینه تاریخی دارند، بازار تبریز را نمونه عالی یک محیط تجاری و معماری اسلامی و شرقی قرار داده است.
جایگاه و اهمیت تبریز در تجارت و کسب و کار، ایجاب می‌کرد بازاری بزرگ و مراکزی برای مبادله، فروش و انبار کالاهای شرقی و غربی به وجود آید که این امر در طول تاریخ تحقق پیدا کرد.
در طول تاریخ بازار تبریز همواره مورد توجه جهانگردان ایرانی، عرب و اروپایی بوده و افرادی همچون مقدسی، یاقوت حموی، زکریا محمود قزوینی و ابن بطوطه، حمدالله مستوفی، اولیاچلبی، مارکوپولو، اودریک، کلاویخو، جان کارت رانت، کنتارینی، تاورنیه، شاردن، پیر ژوبر، فردریک ریچاردز و دورتی اسمیت درباره آن مطالب ارزنده‌ای بیان کرده‌اند.
با توجه به فراوانی سراها و تیمچه‌های بازار تبریز به معرفی برخی‌از آنها می‌پردازیم:
▪ بازار امیر
از زیباترین و مهم‌ترین بازارهای تبریز، بازار، کاروانسرا و تیمچه امیر می‌باشد که در حال حاضر از مراکز اصلی تجارت و صادرات فرش و بورس طلا و جواهرات و منسوجات است.
بانی این بازار میرزامحمدخان امیرنظام زنگنه بوده و تاریخ بنای آن ‪۱۲۵۵‬ هجری - قمری است.
در بازار امیر از ‪۱۱۲‬مغازه دایر، ‪۱۰۲‬مغازه به زرگری و جواهر فروشی، ‪۸‬ مغازه به بزازی و فروش پارچه، یک مغازه آیینه فروشی و یک مغازه عطر فروشی اشتغال دارند.
▪ تیمچه مظفریه
معروف‌ترین بخش بازار تبریز تیمچه مظفریه است که در زمان ولیعهدی مظفر- الدین میرزای قاجار به سال ‪۱۳۰۵‬هجری - قمری ساختمان بسیار دیدنی آن به اتمام رسیده است.
بانی این بازار بزرگ حاج شیخ محمدجعفر قزوینی از بازرگانان نیکوکار و کاردان تبریز است.
هم‌اکنون تیمچه مظفریه یکی از مراکز عمده تجارت فرش آذربایجان و مرکز صادرات قالی این خطه و ایران بوده و از شهرت جهانی برخوردار است.
بازار مظفریه تبریز دو طبقه است که هر طبقه آن ‪۲۶‬حجره فرش فروشی را در خود جای داده است.
▪ راسته بازار
شاید بزرگ‌ترین و کامل‌ترین بازار تبریز ازنقطه نظر تنوع اصناف و اجناس راسته بازار باشد که در آن سرای حاج حسین میانه، حاج سیدحسین کهنه، سرای کمپانی، سرای خان، سرای دودری میانه، دودری مدقالچی، سرای کچه چیلر، سرای درعباسی، سرای میرزاجلیل، تیمچه حاج شیخ اول، حاج شیخ دوم و سوم، تیمچه حاج صفرعلی، جعفریه قرار دارند.
همچنین در این بازار، تیمچه‌های خرازی لر، قیزبسدی، مقبره، کفاشان، سرا جان، کلاهدوزان، پنبه فروشان، دله زن و بازار شریف العلما قرار دارد.
▪ بازار شیشه‌گرخانه
از مهم‌ترین و ثروتمندترین بازارهای تبریز، بازار شیشه‌گرخانه است که در بین خیابان تربیت و خیابان شهدا قرار گرفته است.
سابق بر این این بازار محل تولید و فروش انواع شیشه و بلور بوده، اما امروز اثری از این صنف در آن دیده نمی‌شود.
▪ دالان‌های بازار تبریز
خونی، خان، میانه، شازده زرگ، شعر بافان، میرزا محمد، امیر، آقا، حاج شیخ، حاج ابوالقاسم، حاج رحیم از دالان‌های معروف بازار تبریز هستند.
مجموعه بازار تبریز دارای ‪۲۰‬راسته و بازار، ‪۳۵‬سرا، ‪۲۵‬تیمچه، یازده دالان و حدود پنج هزار و ‪۵۰۰‬مغازه و ‪۴۰‬نوع صنف می‌باشد.
بازار تبریز تنها محلی است که درآن تجارت، مذهب، فرهنگ و عوامل اجتماعی به هم پیوسته است.
● تالار شهر تبریز
"تالار شهر تبریز با ۵ هزار مترمربع زیربنا در محوطهای به وسعت ده هزار مترمربع در منطقه خیابان کمربندی میانی احداث می­شود." هفتهنامه حیدربابا، سال دوم، شماره ۴۶، سهشنبه ۱۷ آذرماه ۱۳۸۳
▪ تالار ارک تبریز
تالار ارک یا تئاتر شیر و خورشید تبریز، یادگار دوران پرفروغ نمایش تبریز، اواخر حکومت قاجاریه، در بخشی از زمینهای محوطه ارک علیشاهی، که در پی اقدامات شهرسازی سالهای پس از دهه ۱۳۰۰ جهت احداث خیابانهای عریض اتومبیلرو و تغییر ساختار شهری، به باغ و گردشگاه عمومی تبدیل شده بود، همزمان با احداث مراکز خدماتی و تفریحیای مانند بیمارستان، دبیرستان، کتابخانه احداث گردید.
با وجود آنکه تالار ارک تبریز با اقدامات سپهبد امیر احمدی بهوسیله معماران روس به سبک تماشاخانههای پطرزبورگ طراحی و ساخته شده بود اما به یقین میتوان این ساختمان آجری را از نقاط عطف و قابل تحسین معماری دوره قاجار در تبریز قلمداد نمود.
در جلد دوم کتاب گزیده اسناد نمایش در ایران در خصوص احداث این بنا آمده است:
در "طرف شرق این محوطه ]باغ ملی ارک[ سن تئاتر جدیدی بنا نمودهاند که در ایران به این خوبی هنوز یک سن تاسیس نشده است. تنها میتوان سن مسجد سلیمان را که انگلیسیها جدیدا بنا کردهاند را استثنا کنیم زیرا آن یکی با سنهای اروپا ابدا تفاوتی ندارد. بنای سن تئاتر به همت هیئت شیر و خورشید سرخ و امیر لشکر به پایان رسیده و مشتمل بر دو طبقه است که هر کدام از آنها دارای ۱۶ لژ شش نفری است."
این تئاتر با گنجایش سالن ۸۰۰ نفر (طول سالن ۳۰ متر و عرض آن ۱۰ متر بود) یادآور نمایشهایی چون آی با کلاه و آی بیکلاه (مرحوم غلامحسین ساعدی) میباشد.
تالار ارک تبریز شب شنبه ۱۸ شهریور سال ۱۳۰۶ با اجرای نمایش طبیب اجباری افتتاح و در سال ۱۳۵۹ تخریب گردید.

       
   

   


            سایت هفت دری   






تبریز


کلمات کلیدی: شهرشناسی
 
چرا و چگونه یک معمار ایرانی کم می‌آورد؟
ساعت ٢:٠٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸٧ 

یکی از اصلی‌ترین و مهم‌ترین وظایف صفحه معماری، <زمینی کردن> اصول زیبایی‌شناختی معماری است. اساسا، ما در پی آنیم که ساده‌ترین مخاطب معمار هم بداند و بتواند استدلا‌ل کند که چه ساختمانی زیباست و کارکرددار و کدام یک نیست.

جماعت غیرمعمار که کارفرمایان ومشتری‌های معماران هستند، باید <سلیقه معماری> داشته باشند. نیایند از معمار بخواهند که در تهران برایشان خانه‌ای بسازد با سرستون‌های هخامنشی و آشپزخانه ایتالیایی و باغ ژاپنی و...! کارفرمایان معماری باید بدانند که معماری هم یک تخصص است و معمار موظف نیست سلیقه غیرمعمارانه مخاطب را تحمل و تبدیل به نقشه کند. معمار مکلف است نیازهای معقول کارکردی مخاطب را پاسخ بگوید.

 

بگذریم که در مواردی، شاید در بسیاری موارد، مشتری یا کارفرما حتی نمی‌داند و نمی‌تواند نیازهای خود را درست تعریف کند و معمار باید <نیازهای کارفرما را تعریف کند.> علی‌ایحال، ارتقای سطح سلیقه معماری در جامعه یکی از اصلی‌ترین وظایف رسانه‌های تخصصی است.

از شاخص‌ترین روش‌های این امر، اشاعه <نقد معماری> است که با تاسف فراوان، جایش در نشریات تخصصی ما بسیار خالی است. ما از اولین <صفحه معماری> دنبال این فرصت بودیم. ولی نشد که بپردازیم به این موضوع مهم. نوشته‌ای که از دکتر فرخ باور دست‌مان رسید، از طریق انجمن مفاخر معماری ایران، دوباره این نیاز مبرم را برجسته کرد. نوشته کوتاه دکتر باور را، بی‌هیچ دخل و تصرفی حتی در نقطه‌گذاری‌هایش، به‌عنوان فتح بابی در این موضوع با هم می‌خوانیم. فقط باید کمی صبور باشیم و دل‌مان را کوچک نشماریم. دل‌مان دریا باشد و ذهن‌مان پاک، تا <نقد معماری> راه بیفتد. ‌

لطفا تشریف ببرید به کافی‌شاپ، فارسی‌اش چی می‌شه؟ قهوه‌خونه باغ فردوس. معماری خوب و دلبازی داره. خواهید دید. اما توش که می‌ری یک طوری دلت مضطرب می‌شه.

آروم نمی‌گیره. یک چیزی جا می‌افته. سقف مربع‌مستطیل روی چهار تا پایه گرد اجازه داده دور تا دور این فضا با شیشه و جدا از اسکلت آهنی بسته بشه. شیشه‌ها هم بدون قاب عمودی، با چسب آکواریوم به هم چسبونده شدن. بنابراین، دید از هر دو جهت بسیار کامل و شفاف. مثل بورس. مثل بانک. مثل دم و دستگاه. مثل اخلا‌ق آدم‌هاش. کف از روی زمین با چند پله بلند شده، فضای داخلی از سه طرف کاملا‌ شیشه‌ای و از یک طرف پیشخوان که آن هم یک پله بالا‌تر می‌رود. پیشخوان از تخته‌های پهن افقی و جدا از هم. سقف هم از تخته‌های پهن و جدا از هم.

از ورودی به پیشخوان. رنگ تخته‌ها روشن به میانه، قهوه‌ای. تا اینجایش خوب است و می‌شه گفت اقتباس خوبی است که جای شکر دارد. اما از همین‌جا به بعد معمار کم می‌آورد. او کیست مهم نیست و دنبالش هم نباشیم. به خود مطلب توجه کنیم. شاید معمار دوست جون‌جونیمون بود و شرمنده شویم. شاید رقیبی باشه که از نقد کردنش کیف کنیم و چاشنی‌اش رو زیاد کنیم. اینجا رو حسابی کم میاره و نتیجه اینکه، فضا معلق می‌مونه. ازش کیف نمی‌کنی.

جذبت می‌کنه ولی دچار بلا‌تکلیفی می‌شی. بعد که به سطح منطق و استدلا‌ل معمارانه می‌رسه آزاردهنده می‌شه و حتی می‌تونی بگی اگه این کار رو نمی‌کرد و هر کار دیگه‌ای می‌کرد اما تمامش می‌کرد بهتر از این بود که تو رو وسط زمین و هوا ول کنه. اول اینکه رنگ کف بسیار دلگیر و بی‌هیچی است. با این معماری مثلا‌ مدرن باید تا آخرش می‌رفت.

رنگ کف به جای قهوه‌ای رنگ‌ورو رفته‌ای که به نظر خاک‌گرفته و از چوب‌ها کمرنگ‌تر ولی توی همون خانواده هست، باید رنگی می‌شد قوی و از خانواده‌ای دیگر که تخته‌چوب‌ها رو برجسته می‌کرد. مثلا‌ یک رنگ آبی میانه به لا‌جوردی. آن‌وقت این چهار ستونی که به رنگ سبز تیره‌ای که به خاکستری می‌زنه رو به رنگ گوجه‌فرنگی، عنابی درمی‌آورد.

شیشه‌ها قاب عمودی که نداره، لا‌زم بود که قاب افقی هم نداشته باشه. کف به شیشه می‌خورد و نه به یک عنصر سوم یا چهارم. چون بین کف و قاب شیشه یک نوار سنگ‌ریزه هم وجود داره. نه. چندان کمکی به خوشایند شدن فضا و ترکیب اجزا و عناصرش نمی‌کنه. کف باید مستقیم، با ریگ یا بدون ریگ، به شیشه می‌خورد و سقف چوبی هم بدون دیده شدن قاب پنجره مستقیم به شیشه می‌خورد. اگر هدف آوردن بیرون به درون هست باید اینطور و بدون واسطه انجام می‌گرفت.

اما دست آرشیتکت لرزید. نه رنگش را دید و تصور کرد و نه توانست کاملا‌ بدون واسطه فضاها را درهم ترکیب کنه. فقط یک ریزه‌کاریه. اما به همین ریزه‌کاری‌ها است که آدم دل می‌ده و دل می‌گیره و زیبایی در همین ریزه‌کاری‌ها است. در همین تناسب‌ها است. راستی، سر شیب سقف، هم توی سینام هم توی پیکده مشکل داشتم. تمام شیب سقف‌های خانه‌های نو در شمال، شیبی سوله‌ای است و معماران از آن به شدت دفاع می‌کنن. خب. به شیب سقف موزه سینمای همین باغ فردوس نگاه کنید و شیبش را دربیاورید. نزدیک به ۳۶ تا ۴۰ درصد می‌شود، نه ۲۵ درصد. به شیب سدهای خاکی با مغز رسی هم نگاهی بیندازید. لطفا

 

          

      

 

      

 

 

 

            فرخ باور    

 

 

            روزنامه اعتماد ملی


کلمات کلیدی:
 
چرا و چگونه یک معمار ایرانی کم می‌آورد؟
ساعت ۱:٥٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸٧ 

یکی از اصلی‌ترین و مهم‌ترین وظایف صفحه معماری، <زمینی کردن> اصول زیبایی‌شناختی معماری است. اساسا، ما در پی آنیم که ساده‌ترین مخاطب معمار هم بداند و بتواند استدلا‌ل کند که چه ساختمانی زیباست و کارکرددار و کدام یک نیستی

جماعت غیرمعمار که کارفرمایان ومشتری‌های معماران هستند، باید <سلیقه معماری> داشته باشند. نیایند از معمار بخواهند که در تهران برایشان خانه‌ای بسازد با سرستون‌های هخامنشی و آشپزخانه ایتالیایی و باغ ژاپنی و...! کارفرمایان معماری باید بدانند که معماری هم یک تخصص است و معمار موظف نیست سلیقه غیرمعمارانه مخاطب را تحمل و تبدیل به نقشه کند. معمار مکلف است نیازهای معقول کارکردی مخاطب را پاسخ بگوید.

بگذریم که در مواردی، شاید در بسیاری موارد، مشتری یا کارفرما حتی نمی‌داند و نمی‌تواند نیازهای خود را درست تعریف کند و معمار باید <نیازهای کارفرما را تعریف کند.> علی‌ایحال، ارتقای سطح سلیقه معماری در جامعه یکی از اصلی‌ترین وظایف رسانه‌های تخصصی است.

از شاخص‌ترین روش‌های این امر، اشاعه <نقد معماری> است که با تاسف فراوان، جایش در نشریات تخصصی ما بسیار خالی است. ما از اولین <صفحه معماری> دنبال این فرصت بودیم. ولی نشد که بپردازیم به این موضوع مهم. نوشته‌ای که از دکتر فرخ باور دست‌مان رسید، از طریق انجمن مفاخر معماری ایران، دوباره این نیاز مبرم را برجسته کرد. نوشته کوتاه دکتر باور را، بی‌هیچ دخل و تصرفی حتی در نقطه‌گذاری‌هایش، به‌عنوان فتح بابی در این موضوع با هم می‌خوانیم. فقط باید کمی صبور باشیم و دل‌مان را کوچک نشماریم. دل‌مان دریا باشد و ذهن‌مان پاک، تا <نقد معماری> راه بیفتد. ‌

لطفا تشریف ببرید به کافی‌شاپ، فارسی‌اش چی می‌شه؟ قهوه‌خونه باغ فردوس. معماری خوب و دلبازی داره. خواهید دید. اما توش که می‌ری یک طوری دلت مضطرب می‌شه.

آروم نمی‌گیره. یک چیزی جا می‌افته. سقف مربع‌مستطیل روی چهار تا پایه گرد اجازه داده دور تا دور این فضا با شیشه و جدا از اسکلت آهنی بسته بشه. شیشه‌ها هم بدون قاب عمودی، با چسب آکواریوم به هم چسبونده شدن. بنابراین، دید از هر دو جهت بسیار کامل و شفاف. مثل بورس. مثل بانک. مثل دم و دستگاه. مثل اخلا‌ق آدم‌هاش. کف از روی زمین با چند پله بلند شده، فضای داخلی از سه طرف کاملا‌ شیشه‌ای و از یک طرف پیشخوان که آن هم یک پله بالا‌تر می‌رود. پیشخوان از تخته‌های پهن افقی و جدا از هم. سقف هم از تخته‌های پهن و جدا از هم.

از ورودی به پیشخوان. رنگ تخته‌ها روشن به میانه، قهوه‌ای. تا اینجایش خوب است و می‌شه گفت اقتباس خوبی است که جای شکر دارد. اما از همین‌جا به بعد معمار کم می‌آورد. او کیست مهم نیست و دنبالش هم نباشیم. به خود مطلب توجه کنیم. شاید معمار دوست جون‌جونیمون بود و شرمنده شویم. شاید رقیبی باشه که از نقد کردنش کیف کنیم و چاشنی‌اش رو زیاد کنیم. اینجا رو حسابی کم میاره و نتیجه اینکه، فضا معلق می‌مونه. ازش کیف نمی‌کنی.

جذبت می‌کنه ولی دچار بلا‌تکلیفی می‌شی. بعد که به سطح منطق و استدلا‌ل معمارانه می‌رسه آزاردهنده می‌شه و حتی می‌تونی بگی اگه این کار رو نمی‌کرد و هر کار دیگه‌ای می‌کرد اما تمامش می‌کرد بهتر از این بود که تو رو وسط زمین و هوا ول کنه. اول اینکه رنگ کف بسیار دلگیر و بی‌هیچی است. با این معماری مثلا‌ مدرن باید تا آخرش می‌رفت.

رنگ کف به جای قهوه‌ای رنگ‌ورو رفته‌ای که به نظر خاک‌گرفته و از چوب‌ها کمرنگ‌تر ولی توی همون خانواده هست، باید رنگی می‌شد قوی و از خانواده‌ای دیگر که تخته‌چوب‌ها رو برجسته می‌کرد. مثلا‌ یک رنگ آبی میانه به لا‌جوردی. آن‌وقت این چهار ستونی که به رنگ سبز تیره‌ای که به خاکستری می‌زنه رو به رنگ گوجه‌فرنگی، عنابی درمی‌آورد.

شیشه‌ها قاب عمودی که نداره، لا‌زم بود که قاب افقی هم نداشته باشه. کف به شیشه می‌خورد و نه به یک عنصر سوم یا چهارم. چون بین کف و قاب شیشه یک نوار سنگ‌ریزه هم وجود داره. نه. چندان کمکی به خوشایند شدن فضا و ترکیب اجزا و عناصرش نمی‌کنه. کف باید مستقیم، با ریگ یا بدون ریگ، به شیشه می‌خورد و سقف چوبی هم بدون دیده شدن قاب پنجره مستقیم به شیشه می‌خورد. اگر هدف آوردن بیرون به درون هست باید اینطور و بدون واسطه انجام می‌گرفت.

اما دست آرشیتکت لرزید. نه رنگش را دید و تصور کرد و نه توانست کاملا‌ بدون واسطه فضاها را درهم ترکیب کنه. فقط یک ریزه‌کاریه. اما به همین ریزه‌کاری‌ها است که آدم دل می‌ده و دل می‌گیره و زیبایی در همین ریزه‌کاری‌ها است. در همین تناسب‌ها است. راستی، سر شیب سقف، هم توی سینام هم توی پیکده مشکل داشتم. تمام شیب سقف‌های خانه‌های نو در شمال، شیبی سوله‌ای است و معماران از آن به شدت دفاع می‌کنن. خب. به شیب سقف موزه سینمای همین باغ فردوس نگاه کنید و شیبش را دربیاورید. نزدیک به ۳۶ تا ۴۰ درصد می‌شود، نه ۲۵ درصد. به شیب سدهای خاکی با مغز رسی هم نگاهی بیندازید. لطفا

 

          

      

 

      

 

 

 

            فرخ باور    

 

 

            روزنامه اعتماد ملی


کلمات کلیدی:
 
معیارهای زیبایی شناسی و سیمای نابهنجار شهری
ساعت ۱:٥٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸٧ 

 

شهرسازی

هنگامی که صحبت از سیمای شهر به میان می آید آنچه از شهرهای امروزی در ذهن تداعی می شود ملغمه ای است از طرح ها و رنگ ها و فرم هایی که بی هیچ محتوایی عمیق، زشتی و نابهنجاری را با چشم و ذهن شهروندان عجین ساخته است.
بی شک این نابهنجاری نتیجه افول ارزش های زیبایی شناسی در بستر فرهنگی جامعه ایرانی معاصر است. بجاست تا پس از بررسی معیارهای زیبایی شناسانه خلق هنر و معماری به بررسی این مقوله در مورد معماری امروز ایران بپردازیم.
معیارهای زیبایی شناسی در طول تاریخ بی شک نشات گرفته از دو سرچشمه اند:
۱) بنیان های معرفت شناسی و نوع نگرش به هستی
۲) آبشخورهای فرهنگی
اینکه تبلور فرهنگ و جهان بینی هر دوره در زیبایی شناسی هنر و معماری بروز می کند و زمینه ایجاد تمدن می شود. اگر تمدن را تبلور بیرونی فرهنگ بدانیم و آن را گویای هویت مردمان هر سرزمین برشمریم آنگاه واضح است که به چه دلیل معماری هر سرزمین متجلی کننده هویت آنهاست. ایران امروز را با برج آزادی می شناسند، ایفل سمبل پاریس است و یا اپرای یرن اتزن نماد سیدنی و استرالیا است. دلیل همه اینها که برشمردیم اینست که بیان زیبایی شناسانه معماری، فرهنگ و اندیشه یک ملت را در خود جای می دهد و آن را ساری و جاری می کند.
با مروری گذرا بر معیارهای زیبایی شناسی پیشامدرن و مدرن می توان به راحتی تاثیر نوع نگرش به طبیعت و محیط پیرامون بر معیارهای زیبایی شناسی را دریافت. در اندیشه پیشا مدرن چه در اروپا و چه در ایران، زیبایی بر پایه الگویی بنیادین در عرصه هنر به معرض بروز می رسید که می توان وجود این الگو را به واسطه بستر شناخت شناسی تعبیر و تفسیر کرد. در اندیشه پیشا مدرن، هستی حقیقتی متعالی فرض شده بود که انسان می بایست با فعال کردن ذهن، خود را به دریافتی از آن حقیقت والا نزدیک کند. نگاه انسان پیشا مدرن به طبیعت، کلیتی با نظم متقارن بود و انطباق ذهنیت با محیط پیرامون چنان تاثیری در عرصه زیبایی شناسی گذارد که تقارن، وضوح و خوانایی معیارهای زیبایی شناسی شدند. پالادیو در رنسانس به این مساله معترف است و می گوید آنچه در طبیعت و هستی پیرامون ما خلق شده متقارن است و کالبد فیزیکی انسان ها نیز متقارن خلق شده پس تقارن کمال است و بایست در هنر و معماری به عنوان یک الگو متجلی شود.
در معماری سنتی ایران نیز زیبایی شناسی بر مبنای همین اصل سامان می یافت؛ آنچه در کالبد بناهای برجای مانده از گذشته هویداست تقارن، وضوح و شفافیت است که استفاده از هندسه اقلیدسی نیز به پیشبرد آن کمک شایان توجهی کرده است.
اما در معرفت شناسی اندیشه مدرن و پسامدرن، ذهن در مرتبه ای بالاتر از هستی قرار گرفت و شروع این نگرش را می توان با دکارت رقم زد که گفت: من می اندیشم، پس هستم. و لذا هستی بر مبنای ذهن انسان است که شکل می گیرد و هیچ حقیقت واحد و الگوی واحدی وجود ندارد و هستی بر ذهن انسان منطبق است ، نه ذهن انسان بر هستی. نقطه عطف این بنیان فکری در زیبایی شناسی بدین گونه بروز می کند که معیارهای زیبایی شناسی نیز ذهنی می شوند و سلیقه، احساس و ادراک در اهم مسایل زیباشناسی جای می گیرند و وجود الگو، چه در معرفت شناسی و چه در زیبایی شناسی حذف می شود. زیبایی شناسی مدرن و پسامدرن با اولویت قرار دادن ذهن چه در خلق اثر و چه در ادراک آن راه خود را پیش می گیرد. بنابر این معیارهای زیبایی شناسی عصر حاضر را می توان با ابهام، ایهام، عدم تقارن و ... برشمرد.
با توجه به مسایل گفته شده پیرامون فرهنگ و اندیشه های جهان هستی در می یابیم که بی شک بنیان های فکری و فرهنگی و جهان شناختی توده مردم هنگامی که از صافی ارزش های جمعی عبور کند اساس خلق آفرینش معماری را پایه ریزی خواهد کرد.
حال این سوال پیش می آید که معیارهای زیبایی شناسی معماری معاصر ایران از کجا نشات می گیرند که نابهنجاری را در بطن کوچه ها و خیابان ها و شهر ها به معرض دید عموم گذارده اند؟
سیمای شهرهای امروز ایران به واسطه معیارهایی سامان می یابند که نه برگرفته از آبشخورهای فرهنگی است و نه بر مبنای جهان بینی و اندیشه عمیق .
می توان زیبایی شناسی معماری امروز ایران را همانند زیبایی شناسی معماری دوره ناصرالدین شاه البته در بناهای دولتی مثل شمس العماره کارت پستالی نامید. اگر در دوره ناصرالدین شاه سران حکومتی با دیدن تصویری از یک بنا در غرب معماران را به ساخت بناهایی به همان فرم دیده شده در کارت پستال واداشتند و سنتوری ها و سرستون های کورنتین نمای ساختمان های ایران را شکل داد، در معماری امروز نیز معماری با کپی برداری از فرم هایی خلق می شود که از طریق کتاب ها، مجلات، اینترنت و یا سایر رسانه ها با آنها آشنا شده ایم. بنابر این زیبایی شناسی با معیارهایی بسیار سطحی و به دور از سرچشمه های فکری و فرهنگی در بستر کالبدی شهر های ما غالب شده است.
همین است که نمای رومی نئوکلاسیک غرب در طراحی تعداد بسیار زیادی از منازل مسکونی تهران دیده می شود. البته معماران ما این نکته را نباید فراموش کنند که بقول واگنر هنرمند باید آنچه را که عامه باید دوست بدارند بیافریند و نه آنچه را که عامه دوست دارند.

       
   

   



            مهناز محمودی   


            پایگاه اطلاع‌رسانی آرونا


کلمات کلیدی: شهرسازی
 
شگفتی‌های جهان معماری
ساعت ۱:٢٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸٧ 

● بزرگ‌ترین هتل دنیا
ساخت بزرگ‌ترین هتل جهان، هتل <ریوگی یانگ> در پایتخت کره شمالی، پیونگیانگ، با برآوردهای متفاوت، بین ۷۵۰ میلیون تا دو میلیارد دلا‌ر هزینه خواهد داشت. ساخت این هتل ۱۰۵ طبقه در سال ۱۹۸۷ شروع شد. از سال ۱۹۹۲، به دلیل قطع شدن تحویل مواد و مصالح، کار متوقف شده است. با این حال، این هتل نمادی از کره شمالی شد و تصویرهای آن روی تمبرهای پستی چاپ شد. در دایره‌المعارف بزرگ <ویکی پدیا> هم صفحه خاصی برای این هتل اختصاص داده شد.
هنوز معلوم نیست برای تکمیل این هتل چند سال دیگر وقت لا‌زم است. به هر حال، اگر تکمیل شود، هتلی خواهد بود با مساحت ۳۶۰ هزار مترمربع و ارتفاع ۳۳۰ متر که ۳۳۰۰ اتاق خواهد داشت و۷ رستوران با چشم‌اندازی از شهر.
هتل قرار بود درسال ۱۹۹۸ افتتاح شود. اگر هزینه ساخت هتل را ۷۵۰ میلیون دلا‌ر در نظر بگیریم، می‌شود دو درصد از تولید ناخالص ملی کره شمالی.
● معماری جاه‌طلبی‌های بزرگ
بالا‌ رفتن قیمت نفت چنان کیسه دولت کویت را پر کرده که آن کشور تصمیم گرفته با صرف ۱۳۲ میلیارد دلا‌ر جاه‌طلبانه‌ترین پروژه شهرسازی، <مدینه الحریر> را در دهانه خلیج فارس بسازد. اعداد و ارقام این شهر- آسمانخراش ۱۰۰۱ متری، زون طبیعت و خانه و آپارتمان برای ۷۰۰ هزار نفر- تکمیل‌کننده پروژه ساخت ریل آهنی است که قرار است دمشق، بغداد، ایران و چین را به هم بپیوندد. ‌
توسعه اغواکننده دبی، معماران کویت را بر آن داشته است که <مدینه الحریر> را به مثابه مرکز بازرگانی در چهارراه جهان عرب طراحی کنند. <وقتی صحبت از سرمایه‌گذاری ۱۳۲ میلیارد دلا‌ری است، پس ما فانتزی توخالی نمی‌سازیم.> اینها حرف‌های سامی الفرج، رئیس موسسه تحقیقات استراتژیک است که نقش مشاور شورای همکاری کشورهای خلیج فارس را دارد که از شش کشور ساحلی عموما نفتی تشکیل شده است. او در گفت‌وگویی با خبرنگار رویتر در لندن، در حاشیه مراسم معرفی این پروژه اعلا‌م می‌کند که <ما پلا‌ن واقعی را کار می‌کنیم. نمی‌توانیم مثل دیگران عمل کنیم. ما پروژه‌ای را دست گرفته‌ایم که ممکن است غیرقابل تحقق قلمداد شود. ما می‌خواهیم فراتر از همه آنهایی باشیم که به مقولا‌ت اقتصادی با الگو و کاتاگوری‌های کهنه شده نگاه می‌کنند.> یکی از اهداف پروژه احتمالا‌ بهبود رابطه با اسرائیل است. ‌
دفتر معماری <اریک‌آرکونه و شرکا> که دفتر مرکزی‌اش در لندن قرار دارد، پلا‌ن شهر را کار کرده است، ولی اذعان دارد که نمی‌دانسته هزینه و بودجه شهر به این سرعت توسعه یافته است. اوایل امسال، هزینه ساخت شهر فقط ۸۶ میلیارد برآورد می‌شد. دفتر، منتظر تصمیم حکومت کویت برای شروع کار اجرایی شهر است که طبق برنامه باید در سال ۲۰۲۳ به پایان برسد. نام شهر (شهر ابریشم) یادآور جاده پرخیر و برکت ابریشم در دوران طلا‌یی تجاری است که اروپا را از طریق خاورمیانه به چین وصل می‌کرد. حکومت قصد دارد مدینه‌الحریر را با راه‌آهن به دمشق، بغداد، ایران و چین وصل کند. <این همان جایی است که ما پول می‌گذاریم. ما این خط‌آهن را تا چین ادامه می‌دهیم. الفرج، مشاور امنیت حکومت کویت، با اعلا‌م جمله فوق و با تاکید بر این نکته که مذاکرات با ایران و دیگر کشورهای ذی‌نفع در سال ۱۹۹۸ انجام گرفته، تمایلا‌ت اسرائیلی خود را چنین می‌نمایاند: <اگر ما نفت و پول خود را استفاده نکنیم و نفوذ خود را توسعه ندهیم، خیلی ساده باید گفت که وجود نخواهیم داشت. مردم ساکن در منطقه خلیج فارس به اندازه کافی فکور و عاقل هستند که بفهمند تکنولوژی چه تاثیری در توسعه آنها دارد و نیز می‌دانند این تکنولوژی فعلا‌ در اختیار اسرائیل است. اگر ما هنوز به تابو‌های گذشته آویخته‌ایم، پس صحبت کردن بی‌فایده است.>
● ورزشگاه قابل حمل!
هر ناظر کنجکاو وقایع عمده همیشه می‌تواند این سوال را مطرح کند که آیا راهی برای کاهش هزینه‌ها و مخارج ورزشگاه‌های کلا‌س بالا‌ وجود دارد؟ ‌
جالب است بدانیم که سازمان‌دهندگان بازی‌های المپیک ۲۰۱۲ نقشه جالبی کشیده‌اند که این امکان را فراهم می‌آورد که هزینه‌های ساخت ورزشگاه را با استفاده مجدد از استراکچر، تا حدودی برگرداند. در حال حاضر این امکان وجود دارد که حدود ۷۰ درصد از ورزشگاه المپیک ۲۰۱۲ را پیاده کرده و بسته‌بندی کنند و به میزبان بازی‌های المپیک ۲۰۱۶ بسپارند. سازه چنین ورزشگاهی کاملا‌ آماده است. ‌
ایده چنین طرحی از نگاه نوین به بازی‌های المپیک حاصل شده است. به‌جای اینکه هر چهار سال یکبار ورزشگاهی را از صفر بسازند، می‌توان تمام اجزای فنی و سازه‌ای ورزشگاه را در هر شهری ساخت و هر ۴ سال یکبار آن را در هر شهری برای بازی‌ها سوار کرد و پس از بازی‌ها بازش کرد و برد جای دیگر و روی ورزشگاه موجود سوار کرد. در ابتدای امر، چنین موقعیتی در لندن به‌وجود آمده است. شرکت معماری اچ‌اوکی اسپورت ورزشگاهی طراحی کرده که می‌توان اجزایش را پیاده کرد و به هر مشتری داوطلب فروخت. ورزشگاه المپیک لندن برای ۲۵ هزار نفر ساخته شده است، به اضافه جا برای ۵۵ هزار نفر در ردیف‌های بالا‌یی آن که در موقع مسابقات نصب می‌شود. درست همین بخش را می‌شود به تمامی باز کرد و در هرشهر و مکان دیگری نصب کرد. ‌
این روزها، صحبت از شیکاگو است، ولی سازمان‌دهندگان لندنی انتظار دارند پیشنهادشان مقبول تمام شهرهایی باشد که امتیاز برگزاری مسابقات المپیک را به‌دست می‌آورند. اگر چنین اتفاقی بیفتد، اولین جابه‌جایی و انتقال چنین حجم مصنوع بزرگ از جایی به جای دیگر خواهد بود؛ نخستین انتقال و جابه‌جایی ورزشگاه از شهری به شهر دیگر.

       
   

   



            ترجمه: جلا‌ل‌الدین بهروزی   


            روزنامه اعتماد ملی


کلمات کلیدی: معماری ، مقاله
 
معماری، محیط و استرس
ساعت ۱:٢٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸٧ 

ر میان نظریه های مختلف محیط بیشتر به عنوان عاملی تاثیرگذار بر رفتار انسان فرض می شود. با پیشرفت دانش روانشناسی محیطی دیگر انسان و رفتار او متاثر از محیط نیستند بلکه بر روند شکل گیری محیط اثر متقابل دارند. درزمینه تاثیر محیط و معماری بر رفتار می توان به ۳ دیدگاه اشاره کرد:
۱) جبری نگری معماری: از این دیدگاه معماری و محیط اطراف دلیل بروز رفتار در فرد خواهند بود.
۲) اختیاری نگری محیطی: در این دیدگاه انتخاب فرد باعث بروز رفتار خواهد بود.
۳) احتمالی نگری محیطی: این نگرش حد وسطی از دو دیدگاه قبل است.
استرس زاهای محیطی عواملی هستند که به دلیل نقش تحدید کننده ای که دارند باعث بروز استرس در فرد خواهند شد. از جمله این موارد می توان به سر و صدا، گرما و رطوبت هوا و احساس ازدحام اشاره کرد. در مورد محیط هایی که موجب استرس در انسان می شوند تحقیقات مستقل انجام نشده است. در مورد این دسته از محیط ها باید به نقش فرآیند ادراک در ایجاد احساس استرس در افراد اشاره کرد.
● استرس
استرس واکنش روانی و فیزیولوژیکی است و زمانی رخ می دهد که فرد حس می کند در موقعیت و شرایط تهدید کننده ای قرار گرفته است. استرس غالبا به صورت احساس اضطراب تجربه می شود. هنگامی که فرد احساس می کند در معرض خطر و تهدید قرار گرفته است سیستم اعصاب سمپاتیکش او را آماده فرار از خطر یا مقابله با آن می کند و در عین حال در درون فرد پاره ای واکنش های فیزیولوژیکی نظیر تپش قلب، تعریق، دلشوره و افزایش ترشح آدرنالین و مواد شیمیایی دیگر رخ می دهد.
سه دیدگاه عمده در رابطه با استرس عبارتند از:
الف) نظریه استرس عینی: در این تئوری عامل محرک باعث ایجاد برانگیختگی بدن می شود، این واکنش فرد را برای نشان دادن عکس العمل در مقابل شرایط استرس زا آماده می کند اما این حالت تا مدت زمانی کوتاه کاراست، اگر طول مدت استرس زیاد شود به مرور باعث ایجاد احساس «گیجی، دگرگونی در ادراک، کاهش سطح تمرکز و یادآوری» می شود. در نهایت استرس باعث اختلا ل کامل در تصمیم گیری و هوشیاری فرد خواهد شد.
ب) نظریه زمینه قبلی: بر طبق این نظریه برخی افراد به واسطه سابقه ژنتیکی و زمینه مساعد شرایط فردی در لحظه استرس، مقابل یک نوع محرک نسبت به سایرین واکنش شدیدتری نشان می دهند.
ج) نظریه های الگوی شخصیت: در این دیدگاه الگوی شخصیتی افراد در نحوه واکنش به استرس دارای اهمیت است. افراد بسته به الگوی شخصیتی خود نسبت به استرس واکنش های متفاوتی بروز می دهند البته این نکته باید در نظر گرفته شود که استرس به خودی خود یکی از واکنش های طبیعی است که جهت ادامه حیات گونه های مختلف، لا زم و ضروری است.
● محیط
محیط را به شکل ضمنی هر آنچه در اطراف ما است، چه ساخته شده چه طبیعی، می توان نامید. با این وجود تعریف ما از محیط بسته به نوع برداشت و استفاده ما از محیط متفاوت است: «جغرافی دانان زمین آب و هوا، روان شناسان مردم و شخصیت فردی آنها، جامعه شناسان سازمان های اجتماعی و فرآیندها و معماران ساختمان ها و محیط های باز و منظر را محیط تعریف می کنند.»
بسیاری از عوامل غیرفیزیکی موجود در محیط می توانند محیط را متاثر کنند. محیط های طبیعی اغلب به عنوان عواملی که از فشار روحی می کاهند در نظر گرفته می شوند اما گاهی در شمار موارد استرس زا قرار می گیرند.
محیط را می توان به طرق مختلف برحسب موارد گوناگون دسته بندی کرد. از جمله دسته بندی هایی که در مورد محیط انجام شده تقسیم بندی جان لنگ است وی محیط را در زیر گروه های محیط کالبدی، محیط اجتماعی، محیط روانشناختی و محیط رفتاری تقسیم بندی می کند:
محیط کالبدی شامل محیط های زمینی و جغرافیایی، محیط اجتماعی شامل نهادهای متشکل از افراد و گروه ها، محیط روانشناختی شامل تصاویر ذهنی مردم و محیط رفتاری مجموعه عواملی است که فرد به آن واکنش نشان می دهد.
در زمینه دیدگاه های ارائه شده در باب تاثیر محیط و معماری بر رفتار می توان به سه دیدگاه عمده اشاره کرد:
▪ جبری نگری معماری: این دیدگاه از نخستین دیدگاه ها در مورد تاثیر معماری بر رفتار انسان بوده است. لنگ در ابتدای کتاب آفرینش، نظریه معماری بیان می کند که بیشتر نظریه های معماری بر این اعتقاد و اساس بوده است که محیط ساخته شده، یکی از عوامل تعیین کننده رفتار اجتماعی انسان بوده است. این دیدگاه در گفتار آلتمن قابل مشاهده است: «محیط و رفتار آن قدر در هم تنیده شده اند که به سختی می توان آنها را از هم تفکیک کرد. رفتار را نمی توان مستقل از رابطه درونی آن با محیط درک کرد و رفتار را باید در بستری محیطی تعریف کرد.» اما این دیدگاه در واقع نوعی «اعتقاد به جبریت معماری» است.
لنگ دلیل این اشتباه در تاریخ نظری معماری را بنیان گذاری نظریه های «معماری براساس مدل ساده انگارانه انگیزش - پاسخ» می داند. به این شکل محیط ساخته شده یا طبیعی محرک و رفتار انسان ها پاسخگوی محرک در نظر گرفته می شود. در واقع ایرادهای دیگری هم بر این دیدگاه وجود دارد: «نخست اینکه با وجود اهمیت عواملی اجتماعی و فرهنگی، این دیدگاه در اهمیت محیط فیزیکی مبالغه می کند. دوم اینکه جبری نگری تاثیرات غیرمستقیم محیطی و تعامل معماری متغیرهای محیطی را که به صورت ترکیبی عمل می کند نادیده می گیرد و بالا خره این که جبری نگری، تعامل میان فرد و محیط را نادیده می گیرد و فرد را منفعل می پندارد...» نکته ای که مد نظر لنگ است در روانشناسی محیطی از تاریخ ۱۹۸۰ میلا دی مورد توجه قرار گرفت، رابطه انسان - محیط رابطه ای دوسویه است. هر دو به نوعی بر هم تاثیر گذارده و از هم متاثر می شوند. بنابراین نمی توان صرفا وجوه کالبدی محیط را دلیل بروز رفتارها در انسان دانست. باید همواره این نکته را مدنظر داشت که جز ویژگی های محیطی، عواملی متعدد در شکل گیری رفتار انسان ها در محیط های مختلف وجود دارد. البته ممکن است در طول تاریخ معماری به مواردی برخورد کرد که در یک محیط، آنقدر ناهنجاری اجتماعی اتفاق افتاده باشد که سرانجام مسوولا ن تصمیم به تخریب آن مکان گرفته اند، اما این نکته همیشه صادق نیست.
▪ اختیاری نگری محیطی: بل ضمن بیان این نگرش به محیط عنوان می کند که جبری نگری به شکل مطلق و ناب باوری مبالغه آمیز است. اختیاری نگری در واقع شکل تعدیل شده ای از جبری نگری است. مطابق این دیدگاه: «محیط عرضه کننده فرصت های رفتاری و نیز عامل ایجاد محدودیت های بالقوه است» از این دیدگاه محیط معمولا باعث بروز رفتار نمی شود، در این نگرش انتخاب ماست که نقش مشخص کننده را دارد: «اختیاری نگری محیطی، محیط را تنها تعیین کننده رفتار نمی داند، بلکه آن را زمینه ای برای وقوع رفتار می داند.»
▪ احتمالی نگری محیطی: این دیدگاه در واقع حد وسط دیدگاه های جبری نگری و اختیاری نگری است. در این دیدگاه فرض بر این است که: «هر ارگانیسمی در هر موقعیت محیطی ممکن است پاسخ های گوناگونی برگزیند.» البته هر رفتاری واجد درجه ای از احتمال است که این درجات احتمال ناشی از تاثیر عوامل غیرمعماری و هم ناشی از تاثیر عوامل معماری و طراحی است. با این فرض می توان بروز بعضی از رفتارها را در برخی از محیط ها محتمل تر دانست.
افراد در مقابل کلمه محیط کالبدی، از واژه محیط فرهنگی نیز نام می برند. این نامیدن اشاره به کافی نبودن جنبه کالبدی محیط برای افراد دارد. لنگ اعتقاد دارد: «زندگی انسان در محیط فرهنگی جریان دارد» محیط های ساخته شده، بخشی از محیط های فرهنگی، زمینی یا جغرافیایی است در واقع مجموعه ای از انطباق پذیری ها را شامل می شود که انسان با آن محیط ها ایجاد می کند.
محیط معماری را می توان به این شکل تعریف کرد: «محیط شامل مجموعه ای قرارگاه های رفتاری است که درون یکدیگر قرار گرفته و با هم فصول مشترکی دارند.» عناصر اصلی این قرارگاه های رفتاری، یک الگوی شاخص رفتار و یک محیط فیزیکی می باشد. این نظر شباهت با دیدگاه کریستوفر الکساندر دارد.
الکساندر پس از اشاره به «کیفیتی بی نام» که موجب زنده ماندن بناها و شهرها می شود چنین عنوان می دارد که: «برای تعریف این کیفیت در بناها و شهرها، باید کار را با درک این مطالب شروع کنیم که هویت هر فضا از تکرار مستمر الگوهای خاصی از رویدادها در آن مکان حاصل می شود.»
در کتاب «معماری و راز جاودانگی»، پس از آنکه وجود الگو در رویدادها را در فصل قبل مشخص کرده، چنین عنوان می کند که در واقع الگویی فضایی هم وجود دارد که با الگوی رویدادهایی که در آن فضا اتفاق می افتد نسبت مکمل دارد. از ترکیب این هر دو الگو، «الگویی جامع» به وجود می آید که «عنصر متعلق به فرهنگ انسان ها است.»
وی متذکر می شود که گرچه «هرالگوی فضایی الگویی رویدادی دارد که با آن ملا زم است» اما «الگوی فضایی علت الگوی رویدادها نیست و بالعکس».
محیط فیزیکی را می توان همان ساختار کالبدی دانست که از ترکیب سطوح مختلف در الگوهایی که فضاهای باز و بسته و ساختمان ها را شکل می دهند تشکیل شده است.
قابلیت های محیط بر دو دسته مستقیم و غیرمستقیم تقسیم می شود، قابلیت های مستقیم آن دسته از فعالیت ها است که قابل تامین توسط محیط هستند، اما قابلیت های غیرمستقیم «شامل چیزهایی چون معانی نمادین می باشد که به همبستگی الگوها با یک مرجع و سودمندی یک الگو بستگی دارد.»
● استرس زاهای محیطی
«استرس زای محیطی عبارت از یک عنصر محیط فیزیکی است که به علت تهدیدآمیز بودن، واکنش عاطفی منفی ایجاد می کند.»
عوامل استرس زای محیطی، عواملی هستند که با ایجاد استرس در فرد در طولا نی مدت باعث افت قابلیت های فرد خواهند شد.
برخی از این عوامل مانند سر و صدا تاثیر سریع و آنی بر کارآیی فرد دارند، اما برخی دیگر مانند آلودگی هوا اثرشان در درازمدت پدیدار خواهد شد.
سر و صدا: امروز با گسترش صنایع و شهرها، افزایش جمعیت و تراکم زیاد، حضور اتومبیل و سایر وسایل حمل و نقل عمومی، حتی «رادیو و تلویزیون» و در نتیجه صدای بیشتری که تولید می کنند، همگی باعث شده اند سر و صدا به عنوان «استرس زای محیطی جهانی» مطرح شود. به تمامی عواملی که باعث ایجاد استرس ناشی از سر و صدا می شوند باید موسیقی تند را هم اضافه کرد. تاثیر آلودگی صوتی بر رفتار اجتماعی مردم قابل رویت است: «خطرات پرخاش، متناسب با شدت و حدت سر و صدا افزایش می یابد.» دومین اثر سو» سر و صدا این است: عملکرد افرادی که در محیط پر سر و صدا کار می کنند بسیار کاهش می یابد. «آزمایش ها نشان می دهند که سر و صدای قابل پیش بینی کمتر از سر و صدای غیرقابل پیش بینی استرس زاست.»
سومین تاثیر سر و صدای زیاد بی تفاوت شدن افراد نسبت به شاخص های اجتماعی است.
▪ گرما و رطوبت هوا: هر دو عامل گرما و رطوبت زیاد، مانند سر و صدا باعث ایجاد واکنش های منفی در فرد می شوند با این تفاوت که چون دامنه نفوذ فرد بر آنها کمتر است و قابلیت کنترل کمتری بر آنها وجود دارد باعث رفتارهای پرخاشگرانه تری می شوند. نکته قابل توجه این است که در صورت ایجاد کنترل بر این عوامل می توان از تاثیرات نامطلوب آنها جلوگیری کرد یا از شدت آنها کاست. بخشی از این تمهیدات را می توان با تصمیم گیری درست در هنگام طراحی اجرا کرد مثل در نظر گرفتن فضای سبز مورد نیاز در شهرها.
▪ ازدحام: امروزه افزایش جمعیت و تراکم بالا ی شهرها خود زمینه ساز ایجاد احساس ازدحام است، ازدحام مخصوصا در مراکز شهرهای بزرگ از جمله عوامل استرس زای محیطی است. ازدحام حالتی است ذهنی که بسته به عوامل فردی بین افراد، متفاوت درک می شود. در کنار واژه ازدحام معمولا از کلمه تراکم هم استفاده می شود. در اینجا باید تفاوت میان ازدحام وتراکم را یادآور شد. استاکولز تراکم را منحصرا دارای معنای فیزیکی می داند حال آنکه ازدحام دارای وجهی روانشناختی است.
در واقع تراکم با تقسیم تعداد ساکنان یک منطقه بر مساحت زمین به دست می آید، در حالی که ازدحام همان گونه که گفته شد بسته به هر فرد متفاوت است. از آن جهت ازدحام را می توان به عنوان عاملی استرس زا دانست که باعث تحدید رفتار قلمروی انسان می شود. قلمرو علا وه بر «فضایی محدود شده» یا «تلا ش بر نظارت بر مکان» در مورد انسان «مجموعه ای گسترده از امور را در بر می گیرد.»
هال اعتقاد دارد که استرس ناشی از احساس ازدحام «ابزارهایی کارآمد در خدمت روند تکامل بودند.» وی با بیان نظریاتی درباره نحوه تکامل انسان چنین باور دارد که «اثرات هر دو نوع فشار رقابتی» در تکامل انسان قابل مشاهده است.
● محیط های استرس زا
استرس زاهای محیطی نسبت به محیط های استرس زا دارای وجوه معین تر و بررسی شده تری هستند. عواملی که موجب می شود محیط به نظر انسان استرس زا باشد دو دسته هستند:
۱) عواملی که در میان همه افراد تقریبا مشابه هستند فضاهایی که در آنها فرد با کمبود اطلا عات دریافتی یا افزایش بیش از حد اطلا عات رسیده به سیستم عصبی روبه رو می شود و در نتیجه اختلا ل در فرآیند ادراک به وجود می آید.
عدم شناخت از محیط اطراف باعث ایجاد استرس خواهد شد، یا به تجربه ثابت شده هرگاه انسان در موقعیتی قرار بگیرد که احساس کند توانایی کنترل بر آن را ندارد، یا حتی این قابلیت را که بتواند آن را پیش بینی کند از دست داده، دچار استرس خواهد شد.
۲) عواملی که بین افراد مختلف متفاوتند: این عوامل نتیجه تفاوت در شخصیت انسان ها هستند.
این دسته از موارد به علت شخصی بودن، کمتر مورد مطالعه وبررسی قرار گرفته اند و کمتر می توان به شکل استاندارد شده و در قالبی معین و مشخص طبقه بندی کرد و برای بررسی دسته دوم عوامل ایجاد استرس در افراد باید به نقش ادراک اشاره کرد.
▪ ادراک محیط: «انسان بودن یعنی تلا ش دائمی برای درک...».
می توان گفت اصلی ترین نقش در فهم انسان از محیط را ادراک محیط داراست. «ادراک به طور اعم، به معنای علم و آگاهی انسان از جهان بیرون و دنیای درون اوست و از دیرباز به عنوان اساس شناخت و شناسایی انسان، موضوع بحث فلا سفه بوده است.»
احساس استرس در یک محیط بسیار وابسته به شکل ادراک فرد از محیط می باشد. به شکل خلا صه می توان ادراک را فرآیندی دانست که طی آن فرد اطلا عات را از محیط پیرامون، توسط حواس خود، دریافت کرده و پس از آن به وسیله مغز تجزیه و تحلیل و ارزیابی می کند، سه عامل تاثیرگذار بر ادراک نقش بسیار مهمی دارند:
الف) وضع روحی انسان در آن لحظه و حال و هوای محیط در زمان ادراک
ب ) خلق و خوی شخصی که چیزی است نقش گرفته و ساخته شده از تمامی تجربیات و وقایع گذشته شخص بیننده.
پ) عوامل موروثی و زمینه اجتماعی، روانی یعنی عواملی که نه از طریق یاد گرفتن به وجود آمده اند و نه از راه تجربه.» این تفاوت ها در افراد سبب می شود که افراد تجربه هایی متفاوت از ادراک یک فضا را داشته باشند، «ادراکات محیطی ممکن است متفاوت از یکدیگر، باشند» از سویی رابرت گیفورد هم چند عامل را برای توجیه دلیل تفاوت ادراک بیان می کند:
الف) عوامل شخصی: مانند تجربه های شخصی، سن، جنس، تعلیم و تربیت
ب) عوامل فرهنگی
ج ) عوامل فیزیکی
در مورد استرس بیان شد که بر طبق یک دیدگاه، الگوی شخصیت تاثیر زیادی در تاثیر عامل محرک بر فرد دارد. از سویی دیگر شخصیت عامل مهمی در نحوه ادراک محیط نیز به شمار می رود. «شخصیت الگوی رفتاری ویژه یک شخص واحد است» یا شخصیت عبارت از مجموعه ویژگی هایی است که باعث تفاوت یا تشابه فرد از دیگران می شود. گیفورد پنج ارتباط بین محیط و شخصیت برمی شمرد:
۱) در برخی تئوری های رفتاری که حتی گمان می رود نقش محیط نادیده گرفته شده به برخی از فاکتورهای ارتباط بین محیط شخصیت توجه شده مانند خصوصیاتی که باعث درونگرایی یا برونگرایی فرد می شود، هر دو این تقسیم بندی ها به گونه ای به رابطه فرد با محیط اطراف می پردازند.
۲) شناخت خصوصیات فردی موجب می شود که رفتارهای آشکار محیطی را حدس بزنیم.
۳) جدا از رفتارهایی که توسط تئوریسین های سنتی روانشناسی ارائه شده برخی رفتارها نتیجه بارز محیط است.
۴) بسیاری از رفتارها نتیجه قابلیت تطابق فرد - محیط است، مانند سازگار شدن با سر و صدای محیط.
۵) بسیاری از روش ها و رویکردهایی را که در طول ماهها توسط روانشناسان شخصیتی برای فهم انسان ها کامل یافته است می توان با تغییرات چندین جهت شناخت محیط به کار برد.» (گیفورد ۱۳۷۸، ۳۴-۳۵).
● جمع بندی
تقریبا برای هر فردی تجربه کلا فه شدن بر اثر سر و صدا، گرما یا رطوبت و شرجی هوا پیش آمده است. از سویی دیگر گاهی اتفاق افتاده که با ورود به فضا یا مکانی بدون اینکه دلیل خاصی داشته باشد احساس دلهره و اضطراب کند. در روانشناسی محیط مورد نخست با عنوان استرس زاهای محیطی شناخته می شود، عوامل استرس زای محیطی، عواملی هستند که معمولا به علت تهدیدآمیز بودن «ایجاد واکنش عاطفی منفی می کنند». شدت این واکنش در افراد مختلف متفاوت است. ادراک محیط نقش زیادی در ایجاد احساس استرس دارد. بخشی از عوامل موثر بر ادراک شخصی است مانند تجارب، ژنتیک و... جدا از عوامل شخصی که بر نحوه ادراک فرد از محیط به عنوان فضایی استرس زا نقش دارد، برخی عوامل ادراکی هستند که ممکن است افراد را درباره محیط اطراف دچار اضطراب کنند.
آزمایشات نشان داده اند که انسان در صورتی که در حالت بی خبری مطلق از محیط اطراف باشد یا اطلا عات رسیده به فرد از محیط اطراف به حدی کم باشد که وی قادر نباشد شناخت از محیط اطراف خود را گسترش دهد، یا از سویی دیگر حجم اطلا عات رسیده به فرد به حدی زیاد باشد که دیگر قادر به تجزیه و تحلیل و پرداخت اطلا عات نباشد دچار حالا ت روانی نامطلوب مانند احساس کسالت، وحشت بی اساس و کابوس بینی و... خواهد شد. (گروتر ۱۳۷۵، ۱۱).

       
   

   



            http://amirarch.blogfa.com/۸۶۱۲.aspx
امیر
نویسنده : دکتر سیدحمید آتش پور   


            مقالات ارسالی به آفتاب


کلمات کلیدی: معماری ، مقاله
 
هویت در معماری
ساعت ۱:٠٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸٧ 

ما چو ناییم و نوا در ما ز توست.
امروز محیط اجتماعی شهر کمتر قابل درک است. شهر امروزدیگر الهام بخش هنرمندان نیست. شهر مدرن امکانات کافی برای زندگی را فراهم نمی آورد. خیابان ها و میدان ها دیگر جایی برای اجتماع مردم نیستند بلکه صرفاً وسیله ای برای ارتباط اند. امروز کاشانه ، شهرو کشور آنچه را نزد انسان ارزش های برترند ، به او نمی بخشد یعنی همان تعلقات اجتماعی و محصولات فرهنگی . شاید فضا دیگر خنثی است و ارتباط خود را با خوشحالی و غم گسسته است و فضا هم برای ما زنده نیست زیرا به نظامی از مکان های با معنا بدل نگردیده است. گوته این مسئله را این گونه بیان می کند:« مزرعه، جنگل و باغ برای من صرفاً فضا بودند تا اینکه تو عشق من، آنها را به مکان تبدیل کردی.» حال اینها چه ارتباطی با معماری و شهرسازی دارند؟ مکان یعنی جایی که ما به آن تعلق داریم تنها با حضور من انسان با معنا می شود و انسان نیز تنها با داشتن مکان با معنا خواهد شد و این میان حلقه اتصالی وجود دارد که به آن هویت گویند پس هم انسان به مکان هویت می بخشد و هم مکان به انسان و محیط های ما تنها در صورتی به محیط های اجتماعی با معنایی بدل می شوند که امکانات غنی در تعیین هویت به ما ارزانی کنند و این همان هویت کالبدی (معماری بومی) است که به مکان معنای خودی می دهد و انسان را با مکان پیوند می زند و مکان و انسان دو جزء جدایی ناپذیر از هم می شوند.
● هویت و معماری بومی:
برای برقراری ارتباط میان هویت و معماری از سخنی از نوربرگ شولتز بهره می برم. شولتز در کتاب «معماری: حضور، زبان و مکان» از امر کیفی در زندگی سخن می گوید و آن را سویه مشترک هستی شناسانه ی میان ما انسانها تعریف می کند و هنر مکان (معماری) را همان چیزی می خواند که ما را به این امر کیفی نزدیک می کند. هنر مکان را می توان همان هویت مکانی و معماری بومی دانست که حضور و وحدت اندیشه و احساس را در آن می توان یافت. همان وحدت میان امر عملی (کارکرد) و امر بیانگر (زیبایی) که لوکوربوزیه آن را از اصول معماری مدرن شمرده است. شولتز در آثار و اندیشه های خود از هایدیگر متأثر بوده است، زیرا هایدیگر انسان را با واژه دازاین (Dasein) یا «هستی آنجا» با تأکید بر حضور تعریف کرد و گسست میان اندیشه و احساس را که از زمان دکارت بر سرتاسر جهان سایه انداخته بود از میان برداشت و انسان را از ناظر صرف بودن رهایی بخشید و در جهان هستی مشارکت داد و این اصل را تثبیت کرد که در معماری، وحدت میان اندیشه و احساس وجود دارد و اثر هنریِ به راستی کارکردی همواره احساس و عواطفمان را کامیاب می سازد و این نادرست نخواهد بود که بگوییم آنچه که کارکردی است زیبا نیز است. می توان گفت معماری بومی صورت ویژه ای از تصویر جهان است؛ تصویری که محیطی که زندگی در آن روی می دهد را نه به شکل انتزاعی بلکه در پیکربندی شاعرانه و قابل دریافتی حاضر می سازد. معماری بومی، آشکارسازی تصویری از اینجای زندگی است و به تعبیری بیانگر مفهوم نزدیکی به مکان است و به نوعی ما را هر چه بیشتر به یکی از مؤلفه ها و مشخصه های هویت بخش و معنابخش انسان نزدیک می کند.
● کلام آخر(نگاهی دیگر به به هویت) :
هویت را می توان تجلی فرهنگ در محیط دانست زیرا مکانها از انسان معنا می گیرند و انسان نیز مجموعه ای از باورها و اندیشه ها است که فرهنگ او را شکل می دهد و نمود و تجلی از فرهنگ انسان را در مکان و محیط می توان مشاهده نمود که همان هویت اوست. شخصیتهایی مانند شولتز سعی در ملموس کردن این مفاهیم بلند انسانی (هویت و فرهنگ) داشته اند. حال ما سعی خواهیم کرد اندکی این مفاهیم را ژرف کنیم و نگاهی عمیق تر به فرهنگ بیندازیم. «فر» به معنای شکوهِ نور ایزدی می شود و «هنگ» (آهنگ) هم به معنای قصب است و فرهنگ نیز به معنای قصب نور ایزدی (حرکت به سمت آن نور) و حرکت به سمت آن تکامل انسانی خواهد شد. (معمارها می گویند نور دختر خداست، بگذارید در همه جای معماری حضور یابد.) پس در نهایت می توان گفت که هویت انسانها نمودی از هویت متعالی و الهی شده است زیرا هویت را تجلی فرهنگ در محیط خواندیم و فرهنگ را هم قصب آن نور ایزدی، پس هویت نیز به نوعی با آن فرهنگ که قصب نور ایزدی است پیوند خواهد خورد. حال این هویتِ انسانها را در خود انسان و مکان می توان یافت (یکی از مشکلات معماری امروز دوری از این هویت متعالی و یگانه و تکیه بر هویتهای فردی است.)
حال برای تثبیت این مطلب بسیار مهم که هویت متعالی و الهی را در خود انسان و مکان می توان یافت؛ به سخنان برخی از بزرگان استناد می کنیم:
ـ خداوند نور است برای کسانی که در ظلمتند و خداوند چهره ای انسانی است برای کسانی که در نوراند.
«ویلیام بلک»
ـ برق و فروغ سنگ را گویند از خرشید است اما از سنگ و صخره است که روشنی روز، گردون آسمان و ظلمت شب رخ می نماید. «هایدیگر»
ـ خلق را چو آب دان صاف و زلا ل□□□ اندر او تابان صفات ذوالجلال
پادشاهان مظهر شاهی حق □□□ عارفان مرآت آگاهی حق
خوبرویان مظهر خوبی او □□□ ناز ایشان عکس محبوبی او
گر به خاک افتیم مستان وی ایم □□□ گر به بیداری به دستان وی ایم
ما که ایم اندر جهان پیچ به پیچ □□□ چون الف از خود چه دارد هیچ هیچ
«مولانا»

       
   

   



            یاسر پهلوان شش پلی ـ دانشجوی معماری
علی اکبری   


            مقالات ارسالی به آفتاب


کلمات کلیدی: معماری ، مقاله
 
آغاز به کار رسمی سامانه تخصصی شهرسازی ایران
ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ امرداد ۱۳۸٧ 

بالاخره پس از چند سال فعالیت این سایت به صورت آزمایشی ، کارخود را به صورت رسمی آغاز نمود و شهرسازان ایران نیز دارای سایت رسمی شدند .

این سایت به منظور تکمیل کادر مدیریتی خود اقدام به استخدام متخصصین شهرسازی و رشته های مربوطه گرفته است . برای تکمیل فرم عضویت همکاری باسایت روی لینک زیر کلیک نمایید :

 

http://www.urbanity.ir/fa/article12.html


 
راه اندازی اولین پرتال تخصصی شهرسازی ایران
ساعت ۱:٤٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸٧ 
بالاخره شهرسازان ایران نیز دارای سایت شدند  . این هم متن صفحه اول  سایت شهرسازی


پس از سال ها تلاش و پی گیری و برنامه ریزی برای راه اندازی اولین پرتال تخصصی شهرسازی ایران ، سرانجام این پرتال پس چند سال فعالیت به صورت آزمایشی فعالیت خود را به طور رسمی شروع می کند . این پرتال ، فعالیت ها و پروژه های زیادی در دست اجرا دارد این پروژه ها برای اولین بار در سطح جهانی اجرا خواهند شد و در آن خلاقیت ها و نوآوری های زیادی صورت گرفته است که نشان از موفقیت آمیز بودن پروژه ها در آینده دارد . این سایت متعلق به همه مردم ایران است و اکثر گروه هایی مانند شهرسازی ، معماری ، جغرافیا ، جامعه شناسی ، گرافیک و.... را در بر می گیرد . از متخصصین گروه های نام برده درخواست همکاری با سایت را می نماییم تا با کمک شما بتوانیم ایرانی آباد و سربلند داشته باشیم .



حتما به قسمت انجمن سایت سر بزنید  خیلی به درد شهرسازان و دانشجویان این رشته می خوره!!

کلمات کلیدی:
 
راه اندازی آزمايشی اولين سايت شهرسازی ايران
ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٦ 
 

بالاخره پس از سال ها ی سال دوری مهندسان شهرساز از اینترنت و فقدان یک سایت حرفه ای و تخصصی در زمینه شهرسازی و مسائل مختلف شهری و اجتماعی سایتی به همین منظور در کشور عزیزمان ایران کار خود را به طور آزمایشی شروع کرد . این سایت اطلاعات به روز شهرسازی و معماری ایران را در اختیار علاقمندان و مهندسان قرار می هد . این سایت مخصوص علم شهرسازی است ولی در برخی موارد به مهندسان معمار نیز کمک می کند . همچنین شما می توانید فایل های شهری را از طریق  این سایت بین دوستانتان رد و بدل کنید و یا درخواست های خودتان را در انجمن شهرسازی که یکی از بخش های همین سایت است در مورد نقشه و یا پایان نامه و ... مطرح کنید و توسط مدیران این سایت و یا کاربران عضو در این سایت راهنمایی شوید.

عضویت و فعالیت در این سایت را به همه مهندسین شهرساز و معمار و همچنین کارشناسان جامعه شناسی و اقتصاد و ... پیشنهاد می کنم .

این اولین باری است که سایتی با این محتوا و در این زمینه در ایران راه اندازی می شود در صورتی که ایرانیان جزو هنرمند ترین مردمان در زمینه معماری و شهرسازی بودند و مکاتبی چون مکتب اصفهان در این زمینه فعالیت می کردند . شاید راه اندازی این سایت بتواند شهرسازی ایران را بهتر معرفی کند

آدس سایت :    www.urbanity.ir


کلمات کلیدی: wwwurbanityir ، شهرسازی ، طراحی شهری ، urbanism
 
همکاری با اولين وبلاگ طراحی شهری-۲
ساعت ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ امرداد ۱۳۸٥ 
به اولين وبلاگ فعال در زمينه مهندسي معماري و مهندسي شهرسازي و بخصوص طراحي شهري خوش آمديد. اين وبلاگ قصد دارد در زمينه هاي مختلفي از شهرسازي و به طور خاص در زمينه طراحي شهري فعاليت كند و براي موفق شدن در اين كار  به همكاري دانشجويان و مهندسان معماري و شهرسازي و يا حتي افراد عادي كه كارايي بالايي دارند نياز دارد.

كساني كه مي خواهند با ما همكاري داشته باشند بايد حداقل داراي يكي از مشخصات زير باشند.

1- داراي مدرك دانشگاهي در زمينه يكي از رشته هاي مهندسي شهرسازي و يا مهندسي معماري و يا كارشناسي جغرافيا باشند.

2- يك دوربين عكاسي ديجيتال (براي فرستادن عكس هاي مربوطه در اينترنت ) معمولي داشته باشند .

3- مسلط بودن به زبان انگليسي يا فرانسه براي ترجمه سايت هاي خارجي

4- مسلط بودن به فلش و فوتوشاپ و تريدي مكس و اوتوكد سه بعدي

5- مديريت يكي از وبلاگ هاي پركار و پر كاربر در اينترنت را بر عهده داشته باشند.

6- در زمينه طراحي سايت خبره باشد(پايگاه داده را پاس كرده باشد !!!)

7- برنامه نويسي را به طور كامل بلد باشد(حداقل يكي از زبان هاي برنامه نويسي)

8-خيلي بيكار باشد و وقت تايپ كردن مطالب را داشته باشد(كسي كه اين كار را بكند حقوق نيز دريافت مي كند )

9- دوربين عكاسي داشته باشد و در طول سال زياد به مسافرت برود و عكس هاي جديد بگيرد.

10-به طور كامل با برنامه هاي   ورد  و فرانت پيج  آشنا باشد(html   بلد باشد)

11- اينترنت پر سرعت در اختيار داشته باشد (ADSL) و بتواند روزانه دوبار وبلاگ را آپديت كند( به روز كند)

12- بتوانند براي وبلاگ تبليغات بگيرند و در اصل كمك مالي براي وبلاگ باشند.(50 %  مبلغ هرتبليغ به عنوان دست مزد به اين شخص تعلق مي گيرد  و 50 % ديگر بين كاركنان وبلاگ تقسيم مي شود)

 

نكته : كساني كه به عنوان همكار در اين وبلاگ پذيرفته شوند پس از بررسي فعاليت شان و تعداد و نوع و كيفيت مطالبي كه بر روي اينترنت قرار دادند  به  معروف ترين سايت شهرسازي به نام   ♣  شهرساز ♣ به آدرس اينترنتي     www.shahrsaz.ir     معرفي خواهد شد و با موافقت مديريت در اين سايت به فعاليت مي پردازند.


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٦:۱٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ امرداد ۱۳۸٥ 
این وبلاگ متعلق به عباس رياضت می باشد
کلمات کلیدی: